ورود به حساب کاربری



بازیابی کلمه عبور



جهت ثبت نام در رادیو پدیده اینجا کلیک کنید
نویسنده : Admin
|
تاریخ : یک‌شنبه 21 تیر 1394 - ساعت 17:47:31
چاپ خبر

محسن رجب پور: آرزو می‌کنم مدیر بعدی دفتر موسیقی را مدیر انتخاب کنند نه هنرمندی که قرار است مدیریت کند

انتشار خبر استعفای ریاست دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بازخوردهای گوناگونی میان اهالی موسیقی و مخاطبان داشت. دکتر «پیروز ارجمند» ... .

محسن رجب پور: آرزو می‌کنم مدیر بعدی دفتر موسیقی را مدیر انتخاب کنند نه هنرمندی که قرار است مدیریت کند

انتشار خبر استعفای ریاست دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بازخوردهای گوناگونی میان اهالی موسیقی و مخاطبان داشت. دکتر «پیروز ارجمند» در حالی صبح یکشنبه 14 تیرماه از استعفای خود خبر داد که از مدتها قبل شایعه این خبر شنیده ‌می‌شد. پس از کناره گیری او از این مسند هم «فرزاد طالبی» به عنوان سرپرست دفتر موسیقی منصوب شد تا گمانه‌زنی‌ها برای مدیر بعدی شکل بگیرد. در این میان چهره‌های با سابقه موسیقی هم به صورت رسمی و غیررسمی نظرات خود را درباره خبر استعفای دکتر پیروز ارجمند مطرح کردند. «محسن رجب پور»، مدیر عامل شرکت ترانه شرقی، یکی از فعالان این حوزه است که تا کنون در زمان مدیریت اشخاص گوناگونی بر دفتر موسیقی فعالیت داشته. او در گفتگوی مفصل با سایت «موسیقی ما» نظرات خود درباره خداحافظی پیروز ارجمند را مطرح کرد. رجب پور در این گفتگو علاوه بر بیان انتقاداتش، پیشنهاداتی را هم مطرح کرد و یک نفر را هم به عنوان گزینه مناسب مدیریت دفتر موسیقی معرفی کرد.
 
*نظر شما درباره خبر استعفای آقای «پیروز ارجمند» چیست و چه موضعی دارید؟
رفتن یا نرفتن آقای  پیروز ارجمند به نظر من موضوع اصلی نیست. بزرگترین مشکل من این است که مواضع و جایگاه دفتر موسیقی وزارت ارشاد، بر خلاف آنچه که در دولت جدید انتظار می‌رفت، روز به روز در حال ضعیف شدن است. کار تا جایی پیش رفته که ارگان‌های دیگر درباره حوزه محتوایی موسیقی تصمیم می‌گیرند. برای من هیچ تفاوتی ندارد که آقای پیروز ارجمند یا شخص دیگری بر مسند مدیریت این نهاد باشد. اما آرزو می‌کنم یک مدیر واقعی را به عنوان مدیر بعدی دفتر موسیقی را  انتخاب کنند نه هنرمندی که قرار است مدیریت کند. ما احتیاج به مدیری داریم که خودش به پیشرفت حوزه موسیقایی کشور علاقه مند باشد. یعنی اول مدیر و بعد علاقه‌مند به موسیقی باشد. موزیسین‌ها خود احتیاج به مدیر دارند و هیچ موزیسینی در دنیا وجود ندارد که بدون مدیر برنامه، پیشرفت محسوسی کرده باشد. به همین دلیل مدیرکل دفتر موسیقی پس از مدیریت و علاقه به این هنر باید به دنبال ایجاد اتفاق متفاوت باشد؛ آنچه که نه تنها در این دو سال بلکه در شش سال اخیر شاهدش نبودیم.

تنها برگ سبز و مثبتی که طی دو سال اخیر شاهد بودیم این است که صف دریافت مجوز کوتاه‌تر و خلوت‌تر و زمان آن هم کمتر شده است. هیچ اتفاق نوظهور یا پدیده‌ای را که می توانست رخ دهد، شاهد نبودیم. بزرگترین آسیب دو سال اخیر هم این بود که در هیچ دوره‌ای تا این اندازه شاهد لغو کنسرت‌ها نبودیم. نمی‌دانم آقای ارجمند استعفا داده یا او را استعفا داده‌اند ولی در هر صورت خوب یا بد بودن این اتفاق به انتخاب نفر بعدی بستگی دارد.
 
*از زمان انتخاب دکتر «حسن روحانی» به عنوان ریاست جمهوری، ایشان می‌گویند که باید مدیریت هر صنف را به دست فعالان همان صنف بسپاریم. با این حساب فکر می‌کنم شما با این دیدگاه مخالف باشید.
خیر. با این دیدگاه مخالفت ندارم اما به این معنا نیست که در حوزه هنر، یک هنرمند مدیر باشد. بلکه فعالان حوزه هنر و کسانی که سالها خاک آن شغل را خورده‌اند و الان هم آن شغل برایشان اهمیت دارد باید مدیر باشند. در سینما اگر یک تهیه کننده به عنوان معاون سینمایی انتخاب شود هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد. ولی در حوزه موسیقی اینگونه نیست و فعالان دو دسته هستند. یک دسته موزیسین‌ها هستند که این افراد، آدم‌های معمولی نیستند. اگر آدم معمولی باشند هنرمند و موزیسین نمی‌شوند اما آدم هنرمند هیچ وقت یک مدیر کامل نیست. در نقطه مقابل هم هیچ مدیری به خودی خود هنرمند نیست ولی می‌تواند هنرشناس خوبی باشد. ما در میان فعالان موسیقی، مدیر کم نداریم که قرار باشد موزیسین ها مدیریت کنند.
 
*در شهریور 92 و پس از انتخاب آقای «مرادخانی» به عنوان معاون هنری وزارت ارشاد،در گفتگویی که با شما داشتم عنوان کردید:«طی دو سال اخیر دفتر موسیقی به دفترچه کوچکی از رفتارهای معاونت هنری تبدیل شده بود.» آیا در مورد دوره بیست ماهه مدیریت آقای ارجمند هم چنین نظری دارید؟
اکنون چنین چیزی نیست اما متاسفانه در این دوره بیست ماهه آنقدر کارهای اصلی کنار گذاشته و به رفتارهای حاشیه‌ای پرداخته شده که فکر می‌کنم دفتر موسیقی از مسیر اصلی خودش فاصله گرفته است.

زمان انتخاب آقای مرادخانی، فعالان عرصه هنر و خصوصا دست اندرکاران حوزه موسیقی بسیار خوشحال شدیم زیرا برای اولین بار یک نفر از خانواده موسیقی به عنوان معاون هنری انتخاب شده است. اما نمی‌دانم چه مجموعه توصیه‌ها و گزینه‌هایی رو به روی آقای مرادخانی بود که به نظر من چنین اشتباهی رخ داد و یک موزیسین مدیرکل دفتر موسیقی ارشاد شد. فکر می‌کنم در بیست ماهه اخیر به غیر از کوتاه شدن صف مجوز آنچه که از دفتر موسیقی توقع داشتیم رخ نداده است. اغلب افرادی که دارای سابقه طولانی فعالیت در این هنر هستند و می‌توانند این مدیر را با مدیران قبلی و حتی دوران مدیریت آقای مرادخانی مقایسه کنند، به این یقین رسیدند که در دو سال اخیر توقعاتی که وجود داشت، برآورده نشده است.
 
*شما بحث کوتاه شدن صف مجوز را به عنوان تنها نکته مثبت دوران مدیریت آقای ارجمند عنوان کردید. اما ایشان خصوصا طی ماه‌های اخیر اعلام می‌کردند که تعداد کنسرت‌ها در این دو سال چند برابر شده و همین موضوع را نکته مثبتی می‌دانستند.
یک نکته‌را فراموش نکنید! آن هم اینکه فضای کلی مملکت بازشده و این مساله‌ که شما ذکر کردید خیلی نمی تواند به دفتر موسیقی ربط داشته باشد. فضای کلی جامعه پس از انتخاب آقای روحانی به سمتی رفته که فضای هنری هم به تبع آن باز شده است. فراموش نکنید کمّیت تنها نکته‌ای است که نباید در نظر بگیریم. باید بپرسید که در طول دو سال اخیر چه اتفاق جدیدی در حوزه برگزاری کنسرت‌ها رخ داده است. تعداد لغو کنسرت‌ها را بپرسید و اینکه تعداد لغو کنسرت‌ها طی همین مدت با آمار ده سال گذشته برابری می‌کند. اصلا همه این مسائل را کنار بگذارید. اینکه آقای ارجمند با افتخار اعلام می‌کنند که اداره اماکن نیروی انتظامی فلان کنسرت را لغو کرده، این می تواند بزرگترین ننگ برای مدیر کل دفتر موسیقی ارشاد باشد که نتوانسته از مجوز خودش دفاع کند.

در حالیکه نیروی انتظامی هیچ گاه در بحث محتوایی دخالت نکرده و اینکه اگر کنسرتی هم لغو شده به علت اشتباهی بوده که در صدور مجوز رخ داده بود. البته بعدا اداره اماکن هم منکر این قضیه شد و گفت که ما لغو نکردیم. این می‌تواند قبول سوءمدیریت باشد و دفتر موسیقی آن قدر با نیروی انتظامی هماهنگ نبوده که آنها بدون اطلاع دفتر موسیقی برنامه‌ای را لغو کرده‌اند.

 یک سوءتفاهم‌هایی در این بین رخ داد و یک ضرب المثلی هست که می‌گوید اگر در جایی تخصص ندارید حرف نزنید بهتر است، تا اینکه فقط به صرف حرف زدن، حرفی بزنید که بعدا برایتان دردسر شود. قول‌های بی جا و هماهنگی‌های بزرگتر از اندازه دفتر موسیقی باعث شد تا اعتماد ارگان‌های دیگر نسبت به دفتر موسیقی کاهش پیدا کند. این عدم اعتماد بزرگترین آفت در حوزه موسیقی بوده است.
 
*از زمان انتشار خبر استعفای رییس دفتر موسیقی بعضی‌ها می گویند که ممکن است در دوره مدیریت نفر بعدی اتفاقات خوبی که همزمان با دوره مدیریت آقای ارجمند رخ داد نظیر راه اندازی ارکسترها با اختلال و مشکل مواجه شوند.
بر خلاف نظر عوام، تشکیل و راه اندازی ارکسترها در حوزه معاونت هنری رخ داده و تمام تصمیم گیری‌های آن بالاتر از  حوزه دفتر موسیقی بوده است. به تبع آن، تغییر در مدیریت دفتر موسیقی نقشی در فعالیت ارکسترها ندارد.
 
*برخی دیگر از منتقدان آقای ارجمند می‌گویند که ایشان در تصمیم گیری‌ها نقشی نداشتند و مشکلات اصلی به معاونت هنری و مقام‌های بالاتر مربوط می شود. فکر می کنید که چنین روندی وجود داشته است؟
من اطلاعی ندارم ولی مدیرکلی که خودش اجازه دهد شخص دیگری برایش تصمیم گیری کند مدیر کل نیست. این اتفاق به نوع انتخاب افراد باز می گردد. در این زمینه من یک بار مثالی زدم و گفتم اگر یک شب خواب دیدم رییس جمهور شده‌ام و فردا صبح خبر دادند که رییس جمهور شده‌ام و ناگهان خوابم بر خلاف دموکراسی تعبیر شد، دقیقا حکایت دفتر موسیقی دو سال گذشته است! همین مثال را برای دوستان معاونت هنری هم زدم و گفتم اگر خوابم تعبیر شد، این جایگاه آنقدر برای من می‌تواند منحصر به فرد باشد که من فقط از اتیکت آن لذت ببرم. به همین دلایل انتخاب مدیر بعدی از استعفای آقای ارجمند خیلی خیلی مهمتر است. از سوی دیگر انتظاراتی که در حوزه هنر از دولت آقای روحانی می‌رفت خیلی کند در حال برآورده شدن است.
 
*لطفا در این زمینه کمی بیشتر توضیح دهید.
ما در حوزه دفتر موسیقی به مدیری نظیر آقای مرادخانی و همان زمان مدیریت ایشان نیاز داریم. مثل همان زمانی که ایشان مدیرکل و آقای «کاظمی» معاون بودند. آقای مرادخانی یک مدیر منحصر به فرد بودند که با ارائه پیشنهاد به آقای کاظمی، راهکارهای موسیقی را پیش می‌بردند. من اعتقاد دارم که همیشه دفتر موسیقی باید برای معاونت هنری راهکار بیاورد. دفتر موسیقی باید با نیروی انتظامی چنان هماهنگی داشته باشد که به حرمت آن تعاملات و هماهنگی‌ها، پس از صدور مجوز دیگر کنسرتی لغو نشود.

من زمانی که شنیدم آقای ارجمند را انتخاب کرده‌اند علیرغم ارادت نسبت به حوزه موزیسینی ایشان، نسبت به انتخاب یک موزیسین برای مدیریت گلایه کردم. شاید سه ساعت دلیل و برهان آوردم ولی بالاخره انجام شد. دلیل مشکل من با انتخاب یک موزیسین برای ریاست دفتر موسیقی این است که اولا چنین شخصی، گرایش دارد. اگر یک موزیسین مثل آقای «میرزمانی»، آهنگساز ارکستر بزرگ باشد فقط می‌خواهد که ارکسترها رشد کنند. چون سلیقه دارند ارکسترها درست رشد نمی‌کنند و سایر بخش‌های موسیقی که اصلا رشد نمی‌کنند. اگر موزیسین مثلا آهنگساز فیلم باشد که دیگر کل موسیقی تعطیل خواهد شد. اعتقاد دارم که در این دو سال هیچکدام از آرزوهای اهالی موسیقی برآورده نشد. با خیلی از بزرگان و اساتید نظیر آقای «علیزاده» صحبت کردم. یک سال پس از این انتخاب از آنها پرسیدم که آیا آنچه در مورد اتفاقات پس از ریاست جمهوری آقای روحانی فکر می کردید برآورده شده یا خیر، قطع به یقین جواب مثبت نشنیدم.

من دوست نداشتم که این موضوعات را همزمان با استعفای آقای ارجمند مطرح کنم. مسئولان سایت شما در جریان هستند که من شش ماه قبل می‌خواستم چنین مصاحبه‌ای انجام دهم و متاسفم که این مصاحبه با استعفای ایشان مقارن شد. انتقاد دیگر من هم این است که در زمان مدیریت ایشان بر دفتر موسیقی شما جسارت چنین مصاحبه‌ای را نداشتید. به عنوان مثال مدیر جدید دفتر موسیقی انتخاب می‌شود و شما باید یک ماه بعد عملکرد ایشان را در سبد نقد بگذارید و نه زمانی که آن فرد رفته است. حکایت مدیرکل‌هایی است که در روز اول مدیریت خود صندوق انتقادات و پیشنهادات نصب می‌کنند زیرا انتقاد از مدیر قبلی به او ربط ندارد.
 
*در این شرایط چه شخصی می‌تواند گزینه مناسب مدیریت باشد؟
با توجه به پیشینه آقای «محمد خوش‌رو» که الان سمت مشاور آقای مرادخانی را دارند و اینکه سالها در دفتر موسیقی مدیر نظارت بودند و تخصص خوبی هم در این حوزه و شناخت از هنر دارند و همچنین نزدیکی به آقای مرادخانی و جنتی، فکر می‌کنم ایشان بهترین گزینه فعلی باشند. می‌خواهم یک توصیه به مسئولان وزارت ارشاد داشته باشم آن هم این است که نظر آقای دکتر روحانی مبنی بر انتخاب فعالان هر صنف برای مدیریت را جدی بگیرند. اما موزیسین‌ها انتخاب مناسبی از بین فعالان موسیقی برای مدیریت دفتر موسیقی نیستند. پیشبرد اهداف موسیقی کشور توسط کسانی انجام خواهد شد که عاشق درست انجام شدن و حرکت درست تمامی بخش‌های موسیقی هستند. آرزو می‌کنم نفر بعدی که انتخاب می کنند اول مدیر باشد، دوم مدیر باشد و سوم هنر را دوست داشته باشد.
 
*و کلام آخر؟
برای آقای پیروز ارجمند در هر پست آرزوی موفقیت می‌کنم و آرزو دارم که دیگر مدیر هنری نباشد و مشغول فعالیت‌های هنری باشد. امیدوارم دفتر بلاتکلیف موسیقی در کشور به یک سرانجام مثبتی برسد.

محسن رجب‌پور, پیروز ارجمند
آمار بازدید : 321
تعداد نظرات (0)
ارسال نظر
لطفا صبر کنید...
 

تبلیغات

پر بازدید ترین آهنگ ها

View More ▶

ارتباط با ما

کاراکتر باقی مانده : 500