ورود به حساب کاربری



بازیابی کلمه عبور



جهت ثبت نام در رادیو پدیده اینجا کلیک کنید
نویسنده : Admin
|
تاریخ : پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 - ساعت 12:38:42
چاپ خبر

فرهاد فخرالدینی:

موسیقی ایرانی مایه افتخار است

ارکستر موسیقی ملی در خردادماه امسال فعالیت خود را از نو آغاز کرد. این اجرا بار‌ دیگر در تیرماه با خوانندگی «سالار عقیلی» و «محمد معتمدی» ... .

موسیقی ایرانی مایه افتخار است

ارکستر موسیقی ملی در خردادماه امسال فعالیت خود را از نو آغاز کرد. این اجرا بار‌ دیگر در تیرماه با خوانندگی «سالار عقیلی» و «محمد معتمدی» به مدت دو شب روی صحنه رفت. ارکستر به رهبری «فرهاد فخرالدینی» همان برنامه‌ای را اجرا کرد که خردادماه اجرا كرده بود. قطعاتی چون فانتزی شرقی، بهار دلکش، گیسو، ساحل، رِنگ بیات شیراز، ساغر شکسته، بیا، به یاد صیاد، شیدا، شکایت دل، بهار من، باران و‌ای وطن. کیوان ساکت نیز به روال اجرای گذشته، کنسرتو تار را که «فخرالدینی» آهنگسازی، ‌هارمونی و ارکستراسیون آن را به عهده داشت، نواخت و البته به جای یک تابلو از سوئیت ابن‌‌سینا، قطعه «امام علی(ع)» از ساخته‌های فخرالدینی اجرا شد. ارکستر ملی که حالا به خوبی کارش را آغاز کرده در مردادماه هم به اجرای برنامه خواهد پرداخت. برنامه‌ای که در آن حمیدرضا نوربخش و رشید وطن‌دوست ارکستر را در مقام خواننده همراهی می‌کنند. به همین بهانه با استاد فرهاد فخرالدینی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم:
برای اجرایی که در مردادماه خواهید داشت چه برنامه‌هایی دارید؟
این کار در همراهی آقای حمیدرضا نوربخش و آقای رشید وطن دوست به‌عنوان خواننده خواهد بود. فضایی که با همکاری این دوستان شکل خواهد گرفت دو ژانر کاملا متفاوت خواهد داشت و امیدوارم مورد توجه مردم قرار بگیرد. در همان برنامه، چهارمضراب سبزعلی پایور را برای سنتور و ارکستر، تنظیم کرده ام و نوازندگی سنتور را آقای سعید ثابت و نوازندگی تنبک را استاد محمد اسماعیلی برعهده دارند. «رشید وطن‌دوست» در این اجرا قطعاتی چون «وطنیمده» از ساخته‌های سلیمان علی عسگراف و با شعری از فضولی، «منیم عزیز شهر» با معنای شهر عزیز من که آهنگسازی اش را «توفیق قلی‌اف» انجام داده است، «آختاریپ تاپدیم سنی» به معنی گشتم تا تو را پیدا کنم، از ساخته‌های اوزف حاجی بک اف و «قرنفیل» از ساخته‌های واصف آدی گوزل اف را اجرا می‌کند و «حمیدرضا نوربخش» نیز تعدادی از کارهای قدیمی خود را که توسط من و همکارانم برای ارکستر تنظیم شده به اجرا درخواهد آورد. خودم هم «چهارمضراب» سنتوری را برای ارکستر نوشته ام که ملودی آن، کار آقای پایور است و سنتورش به عهده آقای سعید ثابت است و تنبکش را آقای اسماعیلی می‌نوازد. این کار جدید است و برای اولین‌بار اجرا خواهد شد. قطعه بعدی که آماده اجراست «به یاد جوانی» نام دارد و ویلن با ارکستر است که پس از این اجرا، در برنامه بعد به اجرا در خواهد آمد. همه قطعات جدید را با هم اجرا نخواهیم کرد. قطعه دیگری را که باز هم خودم آماده کردم «سوئیت آوازی» با اشعار ملاصدراست که شامل پنج تابلو از اشعار ملاصدرای شیرازی است. دوستان دیگر هم دایم درحال انجام کارهای جدید هستند و ما در کنار کارهای مربوط به گذشته قطعاتی را که به تازگی آماده کرده‌ایم، اجرا خواهیم کرد. روزهای ٢٨، ٢٩، و ٣٠ مرداد تاریخ اجرای بعدی ارکستر ملی ایران است. تمرینات ارکستر هم سه هفته است که آغاز شده.
 

آقای فخرالدینی راه‌اندازی دوباره ارکستر ملی دل خیلی از مشتاقان موسیقی ملی ایران را شاد کرد. حالا که دوباره مسئولیت ارکستر به موسس آن یعنی شخص شما واگذار شده چه برنامه‌ای برای همکاری با هنرمندان موسیقی ایرانی دارید؟
من از همان روزی که کارم را آغاز کردم، تصمیم گرفتم از همه کسانی که می‌توانند در ارکستر ملی ایران مرا یاری دهند، دعوت کنم تا به ما بپیوندد و در جایگاه خواننده، تک‌‌نواز، آهنگساز و ... به ارکستر ملی کمک کنند. صحبت با پیشکسوتان این زمینه را هم آغاز کرده‌ام و این گفت‌و‌گوها همچنان ادامه دارد تا از حضور این بزرگان نیز استفاده کنیم. لازم است به این مسأله اشاره کنم که در برخی از جراید نقل شده چرا فخرالدینی از فلان نوازنده یا آهنگساز برای همکاری با ارکستر دعوت نکرده است؟ این درحالی است که به نظر من بهتر بود از همان کسی که نام برده‌اند بپرسند: آیا فخرالدینی دراین‌باره با شما صحبت کرده یا نه؟ سکوت دوستان هنرمند در پاره‌ای موارد این سوال را ایجاد می‌کند که نکند از این افراد دعوت نشده؟ این سوال به حد کافی از من پرسیده شده و از این پس بهتر است از آقای شهبازیان، آقای روشن روان و بقیه هنرمندان پرسیده شود. درحال حاضر از آقای بهزاد عبدی که روزی از شاگردان خوب من بوده هم دعوت کرده‌ام و بنا شده کارهایی را آماده کند و به همکاری ارکستر ملی بیاید. آقای علی‌اکبر قربانی هم که به خوبی کار می‌کند با ارکستر ملی همراه شده‌اند. آقای شهرام توکلی نیز درحال حاضر به خوبی به کار مشغول است و با ارکستر ملی همکاری می‌کند. از سوی دیگر علاقه‌مندم این موضوع را هم انعکاس دهید که همکاری با ارکستر ملی ایران برای همه هنرمندان یک وظیفه ملی است.
 

آقای فخرالدینی ممکن است نظر خودتان را در مورد ویژگی این کار کردن در ارکستر ملی و تفاوت‌های آن کار با ارکستر سمفونیک بیان کنید؟
البته. از نظر من کاری که ما در ارکستر ملی انجام می‌دهیم به مراتب سخت‌تر از کاری است که در ارکستر سمفونیک انجام می‌شود. علتش هم آن است که رپرتوار ارکستر سمفونیک از قبل آماده است. نت‌ها از پیش چاپ شده، پارتیتور و پارت‌ها از پیش آماده شده، با هماهنگی رهبر ارکستر نت‌ها در پوپیترها چیده می‌شود و کار آماده اجرا می‌شود. این درحالی است که آماده شدن یک قطعه برای ارکستر ملی، زمان زیادی می‌خواهد. ابتدا کار باید نوشته شود، پارتیتور برای رهبر ارکستر کپی شود، پارت‌ها برای تمام نوازندگان کپی شود، بعد از این مرحله نوبت به چسباندن این اوراق می رسد. برای آماده شدن یک برنامه کنسرت که حدودا شامل پانزده قطعه هست و هر قطعه زمان و نیروی زیادی می‌برد، باید یک کار گروهی سخت صورت گیرد. برای رسیدن به این مرحله از آرشیوی که قبلا همکاران عزیزمان کار کرده‌اند، بهره‌برداری می‌شود تا کار آماده اجرا شود. به نظر من خوب است آقایان بدانند ما در ارکستر ملی جاده خودمان را می‌سازیم و رویش حرکت می‌کنیم. این خیلی سخت‌تر از آن است که جاده‌ای از قبل ساخته ‌شده‌ باشد و شما روی آن حرکت کنید.
 

یکی از انتقاداتی که برخی از هنرمندان و فعالان در حوزه موسیقی بر عملکرد ارکستر ملی دارند آن است که رپرتوار ارکستر ملی در پاره‌ای موارد از قطعات تکراری تشکیل می‌شود. شما دراین‌باره چه نظری دارید؟
از نظر من این حرف بی‌انصافی است و نه انتقاد. ما در ارکستر ملی هستیم و اگر کاری تکرار شود ایرادی ندارد. چرا این ایراد را از ارکستر سمفونیک نمی‌گیرند، درحالی‌که یک اثر گاهی صدها بار توسط آنها، در دنیا تکرار می‌شود. چرا وقتی به ما می‌رسد، بابت اجرای یک آهنگ از درویش‌خان از ما خرده می‌گیرند. به خاطر اجرای سرود «ای ایران» در ارکستر ملی از ما انتقاد کرده ‌بودند. این خواست ما نیست. مردم به این سرود، علاقه دارند. وقتی در سالن یکپارچه‌ای ایران را فریاد می‌زنند، باید به خاطر احترام به مردم، این سرود نواخته شود تا هم مردم لذت ببرند و هم بتوانند همراه با سرود، زمزمه کنند. فریاد مردم به خاطر علاقه به من نیست، بلکه آنها ایران را دوست دارند.


به نکته خوبی اشاره کردید که زمینه‌ساز طرح پرسشی است که مدت‌هاست در مورد موسیقی ایرانی و مقایسه آن با موسیقی غربی مطرح می‌شود. (شاید بتوان ریشه اصلی و مقدمه طرح این سوال را از دوره حضور غلامحسین مین باشیان و آقای وزیری در موسیقی ارکسترال ایران به بعد پیگیری کرد). امروز هم این نوع نگاه که موسیقی ایرانی غیرعلمی است و موسیقی غربی علمی به یکی از مسائلی تبدیل شده که موزیسین های موسیقی غربی تا حد زیادی به آن می‌بالند. نظر شما در مورد تقسیم موسیقی‌ها به موسیقی علمی و غیرعلمی چیست؟
ما صاحب موسیقی باکلاسی هستیم و اصلا نباید آن را دست کم بگیریم. البته بعضی از دوستان ما فکر می‌کنند، کاری که خودشان در زمینه موسیقی کلاسیک انجام می‌دهند، تافته جدا بافته است، درحالی‌که این ادعا اصلا درست نیست. من بیش از پنجاه‌سال سابقه تدریس ‌هارمونی و کنتپوان ارکستراسیون را دارم و عمرم را در زمینه موسیقی صرف کرده‌ام. من مخالف موسیقی غرب نیستم و جزو موافقان این نوع موسیقی‌ام. باید توجه کنیم که این نوع موسیقی، بخشی از فرهنگ ماست و در نتیجه با ارزش است. ما باید به این فرهنگ بها بدهیم، نه این‌که به خاطر جدیت و منجمد بودن کار در فلان اثر کلاسیک، آن را برتر از موسیقی خودمان بدانیم. من جزو کسانی نیستم که این موسیقی را بد بدانم و به خاطرش احساس سرافکندگی کنم. بر عکس، من به موسیقی کشورم افتخار می‌کنم. من به این موسیقی می‌بالم، همان‌طور که به حافظ، مولانا و نظامی می‌بالم. متاسفانه این باوری است که در بین برخی از معلمان، هنرجویان و نوازندگان ما، به شکل غلط جا افتاده. به آنها این‌طور آموخته‌اند که مثلا وقتی اثری از آقای تجویدی نواخته شود، جدیتش کمتر از کاری است که از آنتونین دورژاک می‌نوازند. من نمی‌توانم بگویم همه چیز باید کلیشه‌ای باشد و اساسا کلیشه را قبول ندارم. کادرهای موجود همیشه خوب نیست و گاهی زیبایی در بی‌کادری است. همیشه لازم نیست ما کادر را دور خودمان و همه هنرهایمان بکشیم و با آن خط چارچوب‌هایمان را مشخص کنیم. بداهه‌نوازی از چه چیزی صحبت می‌کند؟ این‌که یک نوازنده به قدری آزاد است که ضمن نوازندگی در حقیقت، مشغول به آهنگسازی است. خلاقیت او به مرزی می‌رسد که غوغا می‌کند.
 

شما برای اجرایی که به مناسبت بازگشایی ارکستر ملی در نظر گرفته شده بود و بعد هم تمدید شد و دوباره به روی صحنه رفت تنها از یک نوازنده سازهای ایرانی یعنی آقای ساکت استفاده کردید. به نظرتان حضور ساز ایرانی به‌عنوان سولیست در ارکستری که ارکستر ملی نام دارد کفایت می‌کند؟
از نظر من حیف است سازهای ایرانی در دل ارکستر، قرار بگیرند و فقط نقش اجرای چند نت را داشته ‌باشند. من همیشه دوست دارم توانایی و قابلیت ساز و نوازنده در معرض دید عموم قرار گیرد تا به صدای آن ساز در یک نقطه متمرکز شوند. هدف من این است که از نوازنده‌های سازهای ایرانی به‌عنوان سولیست استفاده شود و در هر اجرا یکی از سازهای ایرانی این کار را انجام دهد. علت دیگری که ما را مجبور به استفاده از یک ساز می‌کند، عدم توانایی این سازها در نگهداشتن کوک است. برای اجراهایی که از این پس، پیش روی ارکستر ملی ایران است، در درجه اول استفاده از سازهای ایرانی و در درجه بعدی بهره‌گیری از سازهایی مثل ویولن که برای اجرای موسیقی ایرانی مناسب هستند را در برنامه کاری داریم. برای مثال در اجرای بعدی هم از تک‌نواز سنتور و تنبک استفاده خواهیم کرد و هم از تک نواز ویولن بهره می‌بریم. استفاده از یک نوازنده برای این دسته از سازها با هدف نمایش توان سازهای ایرانی بوده و به هیچ عنوان نشانه بی‌علاقگی من به سازهای مضرابی نیست.

ارکستر موسیقی ملی, فرهاد فخرالدینی,
آمار بازدید : 317
تعداد نظرات (0)
ارسال نظر
لطفا صبر کنید...
 

تبلیغات

پر بازدید ترین آهنگ ها

View More ▶

ارتباط با ما

کاراکتر باقی مانده : 500