ورود به حساب کاربری



بازیابی کلمه عبور



جهت ثبت نام در رادیو پدیده اینجا کلیک کنید
نویسنده : Admin
|
تاریخ : یک‌شنبه 11 مرداد 1394 - ساعت 22:58:54
چاپ خبر

گفت‌و‌گو با رضا یزدانی:

تنها صدا کافی نیست

شنیدن نام رضا یزدانی یعنی خاطره‌بازی با «کافه نادری»، «لاله‌زار»، «شمال»، «پیکان» و... رضا یزدانی یعنی اعتراض‌های اجتماعی با اجرای «جردن»، «مش‌رمضون» و ... «خلیج فارس» زمزمه‌ میهن‌پرستی این خواننده‌ پرانرژی است.

تنها صدا کافی نیست

خواننده‌ای که در تاتر مسیر «دادگاه جنجال‌برانگیز» را طی کرد و با «مرگ تدریجی یک رویا» پله‌های ترقی و شهرت را به‌طور حرفه‌ای پشت سرگذاشت.
با حضور هوشمندانه، بستری مناسب در سینما برای خود مهیا ساخت. پیشنهاد مسعود کیمیایی برای حضور وی در آثار سینمایی اش، اتفاق خوبی بود. و رضا یزدانی نیز ثابت کرد که شایسته  این انتخاب بوده است.
حضور متفاوت او در اولین فیلم پولاد کیمیایی و جمع آوری و ساخت آلبومی متفاوت با نام «نوستالژی» که قرار است به صورت تصویری منتشر شود، بهانه ای شد تا گفت و گویی با هم داشته باشیم.

 - شما زمانی وارد عرصه موسیقی شدید که مردم تشنه شنیدن یک جنس و فضای متفاوت از موسیقی بودند. می خواهم دیدگاه خودتان را در این باره بدانم؟
ما نسل اول موسیقی بعد از انقلاب بودیم. سال 78 اولین آلبوم من منتشر شد. از آن خواننده ها الان کسی را در ذهن ندارم که در حال حاضر فعالیت کند. من از ابتدا خواستم متفاوت باشم. ملودی، تنظیم و حتی گویش خواندنم نیز به جهت متفاوت بودن، برایم اهمیت داشت. از ابتدا هم عقیده داشتم ، خواننده یک پکیج کامل است. نوع حرف زدن، لباس پوشیدن، رفتار، مدل مو و ..... تنها صدا کافی نیست. استایل بسیار مهم است. انتخاب موسیقی متفاوت هم بخاطر سابقه شنیداری من است. این جنس موسیقی سلیقه من است.


- مخاطب تشنه شنیدن موسیقی متفاوت بود، اما فکر نکردید تا این اندازه تفاوت، خارج از ظرفیت شنیداری مخاطبان موسیقی باشد؟
به طور قطع ترس داشتم. آن زمان همه صداها شبیه به صدای یکسری از خواننده های گذشته بود. نه اینکه این شباهت به عمد ساخته می شده، شاید هم ناخواسته شبیه بوده. خیلی ها به من گفتند، تو با صداسازی راحت می توانی شبیه فریدون فروغی بشوی. اما خودم به هیچ عنوان دوست نداشتم این اتفاق بیافتد. و این عدم تمایل براساس همان جهانبینی و باورهای ذهنی ام، بود. برای من مهم نبود که چند سال طول بکشد تا مردم رضا یزدانی را بپذیرند. سعی کردم صبور باشم و با تفکر پیش بروم. حتی برای دریافت مجوز آلبوم «پرنده بی پرنده» سه سال منتظر ماندم. ولی صبر کردم. درست در همان زمان خواننده هایی بودند که این تحمل برای شان سخت بود. یا رفتند و کار نکردند. و در نهایت مسیر هموار شد.


- قبل از ورود به موسیقی، تاتر را تجربه کردید. این یک اتفاق بود یا رضا یزدانی تصمیم گرفت که  موسیقی تاتر را تجربه کند؟
من آن زمان قطعات خودم را با گیتار می زدم و می خواندم. در همان زمان قرار بود تاتر «دادگاه جنجال برانگیز» به کارگردانی آرش آبسالان، در سالن اصلی تاتر شهر روی صحنه برود. آن زمان به من پیشنهاد داد موسیقی متن را بسازم و به عنوان یک خواننده دوره گرد روی صحنه باشم که اولین اجرای صحنه ای من بود. خیلی هیجان انگیز بود. باید مقابل هزارنفر ساز می زدم. ترس داشتم.  سال بعد تاتر دیگری با نام «اگر باران بخواهد» را بازی کردم. بعد از این تاتر  آلبوم «شهر دل» منتشر شد. اشعار حضرت مولانا را در این آلبوم خواندم که با سبک امروزم کاملا متفاوت است.

 

در «شهردل» متفاوت بودید، اشعار حضرت مولانا با دیدگاهی که شما به موسیقی دارید خیلی فرق داشت. نظر خودتان چیست؟
دقیق یادم هست که «شهردل» به شدت مورد استقبال مخاطبان موسیقی قرار گرفت. مخصوصا در بین دانشجویان و تحصیل کرده های جامعه، جای خودش را پیدا کرد. تیکه های روزنامه ها را هنوز دارم که با توجه به فروش مرکز موسیقی «بتهوون» رده بندی می کردند و تا چند ماه بعد از انتشار هنوز یکی از سه آلبوم اول بود. «شهردل» به طور کامل آنالوگ ضبط شد. مانند سینما که هر سکانس چند برداشت دارد، در روش آنالوگ هم برای هر ساز چندین برداشت داشتیم. من خودم به هیچ عنوان توقع چنین استقبالی را نداشتم.  


این استقبال را باید به حساب متفاوت بودن تان گذاشت و یا شعور موسیقیایی مردم در آن زمان...
هیچ یک. عدم دسترسی مردم به دانلود، مهم ترین عامل استقبال از یک اثر موسیقایی و موفقیت آن بود. سال هاست، بی توجهی به قانون کپی رایت موزیسین ها را آزار می دهد. ضمن اینکه بزرگ ترین آسیب را به چرخه های اقتصادی در این حوزه، می زند.
 

- بعد از اجرای  اشعار حضرت مولانا، چند قطعه نیز از اشعار حضرت حافظ را خواندید. احتمال افتادن این اتفاق در آلبوم های دیگر شما، وجود دارد؟ و دلیل بهره گرفتن از اشعار این نامداران چه بود؟
حافظ خوانی دلیل داشت. قرار بود تالار حافظ افتتاح شود و افتتاحیه بر عهده من بود. به همین دلیل دو قطعه را با گیتار در آن سالن اجرا کردیم. من ریتم می زدم و میلاد عدل با گیتار ملودی می زد. بعد از آن، همان دو قطعه را تنظیم کردیم که این قطعات در جشن حافظ و در شهر شیراز اجرا می شود. ضمن اینکه تصمیم دارم آلبومی را  با اشعار حافظ و مولانا به انتشار برسانم.
 

و این یعنی برنامه ریزی برای آلبوم های بعدی...
بله. تا چند سال آینده برنامه ریزی کرده ام. به دلیل اینکه بعد از چهار، پنج سال می خواهم مدتی استراحت کنم. مدیریت و به اجرا رساندن چند کار همزمان، خسته کننده است. خوانندگی، بازیگری، آهنگسازی و ... کار آسانی نیست.
 

صحبت از بازیگری شد. بهتر است همین جا این سوال را مطرح کنم، چرا از فیلم «معکوس»،به کارگردانی پولاد کیمیایی جدا شدید؟
جدا نشدم، نقشم عوض شده و یک نقش کوتاه را ایفا می کنم. برنامه کنسرت هایم باعث می شد نتوانم به طور کامل در اختیار پروژه باشم. من نسبت قراردادهای خودم در بخشی مسوول هستم. در قراردادم با تهیه کننده فیلم «معکوس» تاریخ تمام کنسرت های خودم را قید کرده بودم که متاسفانه پولاد در جریان نبود. وقتی به زمان برگزاری کنسرت اهواز و آبادان رسیدیم و من خواستم چند روز نباشم، پولاد گفت از نقش فاصله می گیری و به همین دلیل مجبور شدم نقش کوتاهی را بازی کنم تا خدای نکرده آسیبی هم به فیلم نرسد.
 

دریافت مجوز برای انتشار آلبوم «پرنده بی پرنده»، این سوال را در ذهن خیلی ها به وجود آورد که چطور موفق به دریافت مجوز شدید. شاید در آن زمان برخی فکر می کردند «پرنده بی پرنده» رنگ و بوی سیاسی دارد.   
«پرنده بی پرنده» سیاسی نبود. شاید برای آن زمان فضای سنگینی داشت و تصویر سیاسی بودن به مخاطب می داد. واژه های سنگین بود و فضای تنظیم ها نیز متفاوت. به همین جهت برای ارشاد هم صدور مجوز، کمی سخت بود. درست شبیه سریال «مرگ تدریجی یک رویا» که یک اتفاق متفاوت در شبکه صدا و سیما بود. و همین موضوع باعث شد پخش سریال متوقف شد. اما با درخواست های مکرر مردم، سریال مجدد به روی آنتن رفت. در جوامعی مثل جامعه ما، ضریب ریسک هر کار نویی می تواند بالا باشد. ضمن اینکه احتمال گارد گرفتن برخی از افراد در مقابل کار نو همیشه هست. من تلاش کردم و تصمیم خودم را عملی کردم. البته عرض کردم کار سیاسی نبود، فقط برای آن زمان کمی سنگین بود.

از «پرنده بی پرنده» نوع و امضای موسیقایی خود را مشخص کردید. بین «ساعت 25 شب» و «ساعت ها خوابن» فضای کار متفاوت شد و مخاطب متوجه این تغییر شد. دلیل این تفاوت چه بود؟
من همیشه سعی دارم متفاوت باشم. آلبوم به آلبوم تغییر کنم. این تغییر در همه آلبوم های من احساس می شود.
 

وقتی در مورد موسیقی «راک» در ایران، با خیلی از افرادی که اهل موسیقی هستند و برخی که تخصصی تر به موسیقی نگاه می کنند، صحبت می کنیم، می گویند موسیقی «راک» که در ایران کار می شود، موسیقی «راک» اورجینال و اصلی نیست. البته نه اینکه فقط در مورد شما، بلکه خیلی کلی این موضوع مطرح می شود.
بحث و حرف زدن و توضیح دادن در این باره یک زمان مناسب می خواهد. درباره این مساله ای که مطرح کردید باید از آسیب شناسی اجتماعی شروع کنیم که در این زمان نمی گنجد. به طور حتم در یک زمان مناسب در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
 

رضا یزدانی از جمله خوانندگانی ست که به جهت برنامه ریزی دقیق، توجه خیلی ها را به سمت خود جلب کرده. اما ورودت به سینما به همان اندازه که می توانست یک اتفاق خوب باشد، یک ریسک بزرگ محسوب می شد. ریسک از آن جهت که مخاطبان موسیقی رضا یزدانی پذیرای وی روی پرده سینما نباشند. دیدگاه خودتان نسبت به این موضوع چیست؟
من با ترانه به سینما وارد شدم. کار خودم را می کردم. حضورم در سینما به عنوان بازیگر نیز، در جایگاه و نقش یک خواننده بوده. در دو «طهران – تهران» و « بوی گندم» نقش خودم، یعنی خواننده را بازی کردم. البته دغدغه خودم هم بوده که مبادا مخاطب رضا یزدانی را پس بزند.

اما در فیلم «معکوس» شما در نقشی متفاوت ظاهر شدید. نقشی که دیگر خواننده نیست.
بله به این فیلم که رسیدیم جناب آقای کیمیایی به من گفتند بازی کن و من هم به احترام حرف ایشان و دوستی ام با پولاد، این نقش را پذیرفتم. ضمن اینکه باید به این نکته اشاره کنم، در این چند سال پیشنهادهای سینمایی خوبی داشتم که با قاطعیت رد کردم.
 

چرا...؟
اعتقاد دارم «نه» گفتن به محبوبیت و پیشرفت هر هنرمندی کمک می کند. خودم در این شانزده سال با «نه» گفتن سود بیشتری بردم.
 

دلیل حضورتان در سینما چه بود؟
من عاشق فیلم هستم. اگر هر شب یک فیلم نبینم راحت خوابم نمی برد. من مهارت خاصی در دیدن فیلم دارم. سینما را دوست دارم و همیشه دغدغه ام بوده. در ضمن این موضوع به دیده شدن رضا یزدانی کمک بسیاری کرد. به طور قطع در فضای بسته تصویر برای موسیقی، سینما بهترین گزینه ای ست که می تواند به دیده شدن خواننده کمک کند.
 

به تصویر اشاره کردید. شما به زودی اولین آلبوم تصویری تان با نام «نوستالوژی» منتشر می شود. این موضوع در تاریخ موسیقی ایران یک اتفاق تازه است. تا پیش از این اگر ویدیویی منتشر می شد، تصاویر کنسرتی بوده. با در نظر گرفتن این که چند سالی ست، آلبوم موسیقی فروش چندانی ندارد و گاهی هم صاحب اثر، متضرر می شود، ارایه این اثر تصویری ریسک مالی بسیاری به همراه دارد. دلیل پذیرفتن این ریسک چه بوده؟
ضمن اینکه به این کار علاقه داشت، اما دوستان به ثمر نشستن این اتفاق کمک  بسیاری کردند. به طور مثال مهران مدیری خیلی کمک کرد. از در اختیار گذاشتن لوکیشن تا دوربین و گریمور و ... که لازم می دانم همین جا از او تشکر فراوان داشته باشم. آدم های بسیاری مثل او کمک کردند. دوستان خوبم، سام درخشانی، پژمان بازغی، امیر آقایی و ... هر کدام سهم بزرگی در خلق این اثر داشتند. حضور اسپانسور حمایت خوبی بود. ساخت کلیپ برای این دوازده قطعه کار آسانی نبود. البته به این موضوع اعتقاد دارم که کارجدید و متفاوت انجام دادن به طور حتم زحمت بسیاری دارد.
 

در بین کارگردان های این آلبوم اسم خودتان هم دیده می شود. ساخت کلیپ قطعه «مثه یه تصادف ناجور»، که برای آن جایزه هم دریافت کردید. کمی در این مورد صحبت کنید.
مسوولین جشنواره سونی به ده هنرمند گوشی Z2 را داده بودند، تا هر کدام یک فیلم کوتاه بسازند. من فکر کردم و به این نتیجه رسیدم به جای فیلم کوتاه ساختن یک ویدیو کلیپ بسازم. «مثه یه تصادف ناجور» در لوکیشن جاده چالوس به صورت سکانس پلان ساخته شد.
 

در بین کارگردان های حرفه ای مجموعه «نوستالژی»، نام کارگردان جوان و کم تجربه هم به چشم می خورد. دلیل این اعتماد چه بود؟
نمونه کار های او را دیدم و انتخاب کردم. سعی کردم بستری را مهیا کنم تا استعداد جدیدی شناخته شود و خدا را شکر عالی هم کار کردند.

کمی به کنسرت های تان بپردازیم. شما یکی از معدود خواننده هایی هستید که روی صحنه از طراحی دکور تا لباس، اکت و ... برای تان مهم بوده و هست. دلیل این موضوع چیست؟
این استایل من است. اول مصاحبه هم گفتم خوانندگی فقط صدا نیست. استایل مهم است. باید همه چیز رعایت شود. شعور مخاطب مهم است. ما اولین گروهی بودیم که دکور و تصویر را به کنسرت اضافه کردیم. برای بیشتر از دو/سوم قطعاتی که قرار است روی صحنه اجرا کنم، تصویر ویژه داریم. من کنسرت های بین المللی زیاد می دیدم و از آن ها برای اجرای خودم الهام می گرفتم. البته سعی می کنم در تمام مراحل موازین و چارچوب قانونی کشور را در نظر بگیرم.  
 

- شما تنها خواننده ای هستید که از اولین اجرا تا کنون، نوازنده های تان تغییری نداشتند. همچنین خیلی از خواننده ها که نوازندگان قطعات در آلبوم شان با نوازندگان روی صحنه برای اجرای کنسرت، متفاوت است. اما شما خلاف این موضوع عمل کردید. رعایت این مساله چه تاثیری بر کارتان گذاشته است؟
مثل بقیه موارد، این مورد نیز با بقیه تفاوت دارد.  اتفاق خوب در بند ثابت می افتد. بعد از یک مدت خواسته های هم را بهتر می فهمیم و این امر کمک می کند موسیقی بهتری ساخته و شنیده شود.

 اولین کنسرتی که برگزار کردید خاطرتان هست؟
بله 6 شب در وزارت کشور با مهران مدیری و علیرضا عصار در کنسرت یونیسف روی صحنه رفتم.

 ویدیو «خلیج فارس»  که قسمتی از فیلم «بوی گندم» هم بود، مورد استقبال خیلی از افراد جامعه قرار گرفت. کمی درباره آن ویدیو صحبت کنید.
تهیه کننده ابتدا می خواست تصاویر روی کشتی گرفته شود، اما من رضایت ندادم. سکوی نفتی را پیشنهاد دادم و آن قدر سماجت کردم تا انجام شد. تصاویر را روی سکوی نفتی فیلم برداری کردیم. به نظر من بهترین جای دنیاست. تا تجربه نکنید درک نخواهید کرد.

قطعه «ارث اجدادی» را منتشر کردید اما همچنان «خلیج فارس» محبوب است. از نظر شما دلیل این محبوبیت چیست؟
خلیج فارس یک قطعه نوستالوژی ست. ایستادن حاضرین در سالن، زمان اجرای این قطعه به نوعی رسم درآمده است.  
بهترین اتفاق برای یک خواننده زمانی ست که هنگام اجرا، حاضرین ترانه ها را با او زمزمه کنند
خیلی جذاب است. انرژی مثبت فراوانی منتقل می شود. دو هزارنفر به خاطر شما آمدند و بهترین لحظات زندگی تان را رقم می زنند.

درباره قطعه «تعبیر وارونه یک رویا» کمی صحبت کنید؟
این قطعه به سفارش آقای جیرانی و برای صدا و سیما ساخته شد. موسیقی این قطعه به عهده بهزاد عبدی بود که با ارکستر ملی اوکران و با حضور حدود نود نوازنده، ساخته شد. خواندن آن کار آسانی نبود. ملودی های سختی داشت. البته ترانه این کار را مهدی ایوبی سرود. ساخت و تولید این قطعه هزینه زیادی داشت که باید از صدا و سیما تشکر کرد برای اعتماد به ما و استقبال از پخش این قطعه. این موسیقی باعث جذب مخاطبان بیشتری شده است.  

چرا برای خوانندن این قطعه شما را انتخاب کردند؟
فکر می کنم جنس و رنگ صدای من به فضای کار نزدیک بود. ضمن این که موضوع این سریال، موضوعی اجتماعی و اعتراضی ست.
 

کمی درباره برنامه آینده تان صحبت کنید؟
آلبوم بعدی در مرحله تولید است. محمد خرمی نژاد، میلاد عدل، بهروز پایگان از جمله تنظیم کنندگان آن هستند. ساخت بیشتر ملودی ها نیز به عهده خودم بوده است.
 

- خیلی از خوانندگان در دوره ای ساخت بیشتر ملودی های آلبوم شان خود به عهده می گرفتند. اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که از ملودی سازهای متفاوتی بهره بگیرند. شما نیز بیشترین بار ملودی سازی آلبوم را  خودتان به دوش می کشید. از به تکرار رسیدن نمی ترسید؟
من از ملودی خوب استقبال می کنم. اما وقتی یک ترانه به دستم می رسد با آن زندگی می کنم و برای تکمیل ملودی آن با تمام حس و حالم انرژی می گذارم. چون حال و هوای درون خودم در ساخت ملودی سهیم می شود، آن را دوست دارم. اما به طور قطع از ملودی خوب استقبال خواهم کرد.


از مسیر 18-17 ساله ای که طی کردید، راضی هستید؟  
مسلم است  همه آدم ها اشتباه دارند اما من از این مسیری که پشت سر گذاشتم، راضی هستم.


- دورنمای رضا یزدانی از موسیقی اش؟
دوست دارم موسیقی ام جهانی شود و به زودی هم آلبومی منتشر می کنم که اتفاق رخ دهد.

از آلبوم «ساعت 25 شب» به طور تقریبی، هر سال یک آلبوم منتشر کردید، دلیل این موضوع را توضیح  دهید.
عوامل تولید آلبوم را داشتم. گروه خوب، استودیو شخصی، شرکت پخش، اسپانسر و... فراهم بود.
 

حرف پایانی
امیدوارم فرهنگ موسیقی به جایی برسد که همه بدانند در هر موقعیتی باید چه موسیقی گوش بدهند. این موضوع باعث می شود زندگی شخصی شان هم بهتر شود.

رضا یزدانی,
آمار بازدید : 277
تعداد نظرات (0)
ارسال نظر
لطفا صبر کنید...
 

تبلیغات

پر بازدید ترین آهنگ ها

View More ▶

ارتباط با ما

کاراکتر باقی مانده : 500